عبد الرحمن جامي
مقدمة ويليام چيتيك 31
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
از مشايخ صوفيه بوده است . ابن بىبى در تاريخ خود حكايت مىكند كه سلطان غياث الدين كيخسرو بن قليچ ارسلان پس از فوت پدرش قونيه را به تصرف خود در آورد و « شيخ مجد الدين اسحاق را ، كه در وقت غيبت و غربت سلطان از ممالك روم به ديار شام انتقال كرده بود » ، دعوت كرد كه دوباره به قونيه بيايد . در جاهاى ديگر تاريخ خود ابن بىبى از مجد الدين با القاب « شيخ ربانى » و « قدوة الطوائف أسوة العباد شرف الأوتاد » و « شيخ عالم پيشواى آفاق » ياد مىكند . مجد الدين در موقع حج در مكه با ابن عربى آشنا شد و همراه شيخ أكبر به اناطولى برگشت . آن طور كه معروف است پس از وفات مجد الدين مادر صدر الدين به عقد محيى الدين در آمد ، و سپس صدر الدين به حلقهء شاگردان شيخ أكبر پيوست و مهمترين شاگرد او شد . « 1 » به قول جامى ، « مقصود شيخ در مسألهء وحدت وجود بر وجهى كه مطابق عقل و شرع باشد جز به تتبع تحقيقات وى ( يعنى صدر الدين ) و فهم آن كما ينبغي ميسر نيست . » « 2 » او جامع منقول و معقول و علوم ظاهرى و باطنى بود . حلقهء درس وى در قونيه مجمع دانشمندان بود ، و شاگردان بسيار تربيت كرد ، مانند مؤيد الدين جندي و سعد الدين فرغانى - كه ذكر آنان خواهد آمد - و فخر الدين عراقى ، كه لمعات خود را در اثر درس وى نوشته است ، و عفيف الدين تلمسانى و علامه قطب الدين شيرازى ، كه پيش وى حديث خوانده بود . ميان صدر الدين و مولانا جلال الدين بلخى نيز دوستى نزديك برقرار بوده ، و مىگويند كه بعد از وفات مولانا صدر الدين نماز ميت را بر او خوانده است . بروكلمان در تاريخ أدبيات عرب از 32 اثر قونيوى نام برده است ، و در
--> « 1 » . دربارهء شرح حال قونيوى رك رسالهء دكترى اخير استفان روسپولى ، شاگرد شرق شناس معروف استاد هانرى كربين : Stephne Ruspoli , La Clef du Monde Suprasensible , Paris , Sorbonne , V Section , 1975 ( ? ) , pp . 3 - 14 . و نيز رك تاريخ ابن بىبى : الأوامر العلائية في الأمور العلائية ، به تصحيح نجاتى لوغال و عدنان صادق ارزى ، آنقره ، 1957 ، ج 1 ، ص 132 ، 134 ، 217 و 218 . و نيز رك مقالهء « ابن عربى » نوشتهء احمد آتش در دائرة المعارف اسلامى جديد ، ج 3 ، ص 707 - 711 . « 2 » نفحات الانس ، ص 556 .